آقای خیابانی،آقای جواد خیابانی.تو برای خلق شدن حماسه ی ملبورن در استرالیا کتک ها خوردی.از پله ها پرتت کردند و این گونه شد دوباره کمر دردت عود کرد.آقای خیابانی،گرچه بعضی ها امروز از شکم ات هم ایراد می گیرند،چه برسد به گزارش گری ات.اما من هیچ وقت گریه های تو را که علاوه بر فونبال،برای فوتسال هم ریختی با بهترین گزارش های فردوسی پور عوض نمی کنم.مصاحبه ات با مجله ی تماشگر در شماره 146 اش را خواندم،در عکس هایش به وضوح اشک های تو را میدیدم.اشک هایت ای جواد خیابانی بوسیدینی بود..اشک هایی که برای پیروزی و غرور وطن بود،نه برای افول.
آقاب خیابانی،نوش جانت کتک هایی که خوردی.برای هر ایرانی تفتخاری است که در راه اعتلا کشورش زجر بکشد و از عسل شیرین تر است کتکی که ناشی از غضب رقیبی که از پیروزی ما خشمگین است.زد و خوردی که در راه پیشرفت ایران،این کشور عزیزمان باشد،نه در راه تقدیم این کشور به بیگانه،ارزش زیادی دارد.با افتخار باشی،ای گزارش گر با افتخار ترین رویداد فوتبالی.
خدا خیرتان دهد سالار! جواد خیابانی داشت کم کم از یادمون می رفت! نه داشتند از یادمان می بردند نه می خواهند می برند یا .... خدایا به کمک کن، بصیرت را بده روزافزون آمین
سلام.انجام وظیفه ی من در برابر آقای خیابانی بود.کاری نکردم.